عزیزتر از جانم
آرام جانم
زادروزت شادباش
مهربانم همین الان از سرکوچه تان برگشتم و این سطور را می نویسم.
آمدم و ایستادم وکلی از خاطرات روزهای تولدت را که با هم بودیم مرور کردم. روزهایی که دیگر هیچگاه تک
برچسب:
نویسنده: نیما قربانی
ببخش که زود قطع کردم
بغضم ترکید
بغضی که از سر شوق بود و حسرت
طنین صدای دلنشینت
در تاروپود وجودم همچنان جاری است
ای کاش صدایت را بیشتر می شنیدم
ای کاش قطع نمی کردم
ای کاش...
برچسب:
نویسنده: نیما قربانی
کاش آن آینه ای بودم من
که به هر صبح ترا می دیدم
می کشیدم همه اندام تو را در آغوش
سرو اندام تو با آن همه پیچ
آن همه تاب !
آنگه از باغ تنت می چیدم
گل صد بوسه ناب...
"حمید مصدق "
برچسب:
نویسنده: نیما قربانی
برچسب:
نویسنده: نیما قربانی